Google+ Followers

۱۳۹۲/۱/۱۱

۵۴. ۶

۵۴. ۶ جملات من بدین شیوه روشنی بخشند: هر کس که آن‌ها را فهم کند، درخواهد یافت که مهمل‌اند، هنگامی که از آن‌ها چون نردبانی استفاده کند که به فراسوی آن‌ها بَررَود. او، به تعبیری، پس از بالا آمدن از آن، بایستی نردبان را دور بیندازد. او بایستی از این جملات فرارود، و آنگاه است که جهان را به درستی خوهد نگریست.

«تراکتاتوس، از ترجمه انگلیسی Dainel Kolak»
پی نوشت: دوستی ترجمه این فقره از تراکتاتوس را که میرشمس الدین ادیب سلطانی انجام داده، برایم فرستاده. در ترجمه‌اش به جای «مهمل» آورده است «بی‌معنا» که اصلا دقیق نیست. این اشتباه را برخی در ترجمه انگلیسی هم مرتکب شده اند. برای ویتگنشتاین مهمل و بی معنا متفاوت هستند. 

۱۳۹۲/۱/۴

۴۱. ۶

۴۱. ۶ معنای جهان بایستی بیرون از جهان خفته باشد. در جهان هر چیز چنان است که هست و چنان رخ می‌دهد که رخ می‌دهد. درون جهان هیچ ارزشی نیست، و اگر می‌بود بی‌بها می‌بود.
اگر ارزش قرار است که بهایی داشته باشد، بایستی بیرون از هر رخداد و چنین یا چنان بودنی باشد. چرا که همه رخداد‌ها و چنین یا چنان بودن‌ها تصادفی‌اند.
ناتصادفی در جهان یافت نمی‌شود که اگر یافت می‌شد خود نیز تصادفی می‌بود.
ارزش جهان بیرون از جهان خفته است.

«تراکتاتوس، از ترجمه انگلیسی Dainel Kolak»
پی نوشت: منظور از ارزش، ارزش اخلاقی است، نه مثلا ارزش مادی چیزی.

۱۳۹۲/۱/۳

۵. ۶


۵. ۶ اگر که پاسخ را نتوان به قالب واژگان ریخت، پرسش را نیز نمی توان.
 معما وجود ندارد.
اگر که پرسش را اصلا بتوان پرسید، آن را پاسخ نیز توان گفت.

«تراکتاتوس»

۱۳۹۲/۱/۲

۴۵. ۶


۴۵. ۶ نظاره جهان از منظر جاودانه، نظارۀ آن به مثابه یک کل، یک کل محدود، است.
به احساس درآمدن جهان به مثابه یک کل محدود، احساس رازآمیز است.
«تراکتاتوس»

۱۳۹۲/۱/۱

۴۴. ۶


۴۴. ۶ آنچه که رازآمیز است چگونگی جهان نیست، بلکه بودن آن است.


تراکتاتوس از ترجمه انگلیسی Daniel Kolak. 

۴۳۲. ۶

۴۳۲. ۶ چگونگی جهان برای آنچه که متعالی ست، کاملا علی السویه[/بی تفاوت] است. خدا خود را در جهان آشکار نمی‌کند.

تراکتاتوس از ترجمه انگلیسی Daniel Kolak. 

۱۳۹۱/۱۲/۳۰

۴۳۱۲. ۶


۴۳۱۲. ۶ نامیراییِ روحِ انسان در زمان- بقای جاودانه آن پس از مرگ- نه تنها تضمین ناشده است، فرضی است که هیچگاه نتیجۀ مطلوب را نخواهد داشت. اینکه من جاودان بمانم آیا معمایی را خواهد گشود؟ آیا زندگانی جاودانه درست به اندازه زندگی کنونیِ ما معماگونه نیست؟ حل معمایِ زندگی در فضا و زمان، بیرون از فضا و زمان است.
(قطعا این شامل حل هیچ یک از مسائل علوم طبیعی نمی شود.)

پی نوشت: تراکتاتوس از ترجمه انگلیسی Daniel Kolak. 

۱۳۹۱/۱۲/۲۹

۴۳۱. ۶

۴۳۱. ۶ در مرگ نیز جهان تغییر نمی‌کند، بلکه تنها خاموش می‌شود.
 ۴۳۱۱. ۶ مرگ رخدادی در زندگی نیست. مرگ زیسته نمی‌شود.
               اگر منظور ما از جاودانگی نه تداومِ زمانیِ بی‌پایان، بلکه بی‌زمانی باشد، آنگاه زیستنِ جاودانه، زیستن در حال است.
               همچنان که میدان دید ما بی‌منتهاست، زندگیمان بی‌پایان است.

«ترکتاتوس».

پی نوشت: از ترجمه انگلیسی Daniel Kolak استفاده کرده‌ام.(تنها به این خاطر که داشتم از جایی می گذشتم که یک نسخه از این کتاب را یافتم.)

۱۳۹۱/۱۲/۲۸

من باد خواهم شد

من باد را دوست ندارم. نه، اصلا از باد متنفرم. این چنین آزاد و‌‌ رها دست در آستین تو می‌اندازد و می‌رقصد با تو. این همه رهایی و بی قیدی حسادتم را بر می انگیزد. دست در گردن تو می‌اندازد، بناگوشت را نوازش می‌کند و مو‌هایت را بو می‌کشد. دست بر رخساره‌ات می‌کشد، نوک انگشتش را بر ابروانت می‌کشد و من غصه دار می‌شوم. نمی‌دانی چقدر غصه دار. این را به او گفته‌ام، بارها. اما هوسِ عشق بازی با تو رهایش نمی کند چنانکه مرا نیز. چرا که باد است، پر هوا و هوس.
من باد را دوست ندارم. اما عاقبت یک روز باد خواهم شد و بر گیسوان تو خواهم وزید. بوی تنت را از آن خود خواهم کرد. تو را در آغوش گرفته از زمین و زمان جدایت خواهم کرد. گفته‌ام خاکسترم را به باد بدهند تا که آن آخرین ذرات وجودم همیشه سرگردان در باد سفر کنند، شاید روزی هم از حوالی موهای تو بگذرند.