Google+ Followers

۱۳۹۶/۱۱/۱۱

حقِ مهاجرت: برای من یا تو؟

دارم مقاله‌ای درباره حقِ مهاجرت می‌خوانم. پرسش مقاله این است که آیا دولت‌ها حق دارند حقِ مهاجرتِ افراد را کنترل کنند؟ نویسنده استدلال می‌کند تنها در شرایط خاصی دولت‌ها چنین حقی دارند. شرایطی مثل کنترلِ نظمِ اجتماعی، جلوگیری از ورود تروریست‌ها یا خلاف‌کاران، یا در شرایطی که ورودِ مهاجر وضعیت شهرورندان را به جد به خطر بیندازد. با این حال، تقریبا در بسیاری از موقعیت‌های معمول که افراد قصد مهاجرت دارند هیچ‌کدام از این وضعیت‌ها محقق نمی‌شود. یعنی نه حق کسی پایمال می‌شود، نه تهدید علیه کسی پدید می‌آید. بنابراین، بسیاری از مواردِ ممانعت از مهاجرت از طرف دولت‌ها ناموجه است و دست اندازی به حقوق انسان‌ها. به نحو خاص، نویسنده نظرات نوزیک، رالز، فایده‌گرایان، و Communitarianism ها را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد فارغ از این که کدام دیدگاه را بپذیرید، نهایتا چاره‌ای ندارید جز اینکه حقِ مهاجرت افراد را بپذیرید (دستِکم بیش از آنچه امروزه دولت‌ها می‌پذیرند.)
تا اینجای داستان با نویسنده موافقم و ماجرا خوب پیش می‌رود، دستِکم از نگاه من، به ویژه اینکه در پس ذهن‌ام می‌دانم که نویسنده اولا سیاست‌های مهاجرتی دولت امریکا را هدف گرفته است. اما وقتی که در مورد مهاجرتِ مردمانِ کشورهایِ همسایه-افغانستان، عراق، و...-به ایران هم فکر می‌کنم می‌بینم کماکان استدلال‌های نویسنده کم و بیش قوی هستند. اما آیا همچنان داستان دارد خوب پیش می‌رود؟ آیا همان‌قدر که می‌خواهم دیگران منابع‌شان را با من تقسیم کنند، همانقدر هم مایل‌ام منابع‌ام را با دیگران تقسیم کنم؟