Google+ Followers

۱۳۹۴/۲/۶

بهار شده، لابد.

تاریک روشنِ صبح کلۀ سحرِ آخر هفته دراز افتاده باشی در رخت خواب میان خواب و بیداری و با چشمان نیمه بازی که تاب نور مانیتور را نمی‌آورند ببینی دوستی یکی از نوشته‌های قدیمی‌ات را برایت فرستاده و نوشته باشد «چه زیباست این، از خواندنش سیر نمی‌شوم» و همکلاسی‌ای که دورادور می‌شناسی‌اش گفته باشد «چه خوب که با ما هستی، از بودنت متشکریم».

هیچ نظری موجود نیست: