Google+ Followers

۱۳۹۲/۱/۲۴

رویا

در جایی متروک در ایران، برج سنگی نه چندان بلندی هست، بی در و بی پنجره. در تنها اتاقش - با کف خاکی و دایره‌ای- میزی چوبی ست و نیمکتی. در آن سلول دایره‌ای، مردی ست شبیه من، با کلماتی که من نمی‌فهمم، شعر بلندی درباره مردی که در سلول دایره‌ای دیگریست شعری درباره مردی که در سلول دایره‌ای دیگریست... این سلسله را نیست پایانی و هیچ کس در نخواهد یافت آنچه را زندانیان می‌نویسند.

خورخه لویس بورخس. ترجمه انگلیسی این علی الظاهر شعر در بخش شعر نیویورکر، جولای 2009، چاپ شده است.

هیچ نظری موجود نیست: