Google+ Followers

۱۳۹۱/۳/۱۶

حکمتِ شمس

فیلسوفان دانش را تقسیم بندی کرده‌اند به شیوه‌های مختلف. اما هیچ کدامشان به کار مردمان نمی‌آید. شمس تبریزی اما دانش را بر اساس همین به کار آمدن چنین دستبه بندی می‌کند: آنچه به تو مربوط می‌شود / آنچه به تو مربوط نمی‌شود. منظورش هم این است که آنچه به کار تو می‌آید و آنچه به کار تو نمی‌آید. برای همین هم وقتی کسی به او گفت که "خوانچه می‌برند!" گفت "به من چه؟" و وقتی پاسخ شنید که "آخر به سوی خانه تو می‌برند" گفت "به تو چه؟"
اما خواجه شمس الدین گویی این حکمت را درنیافته بود که شگفت زده آه جگرسوز بر می‌آورد که:
خوابم بشد از دیده در این فکر جگر سوز/کاغوش که شد منزل آسایش و خوابت
شمس آنجا نبود که خواجه را عتاب کند که آخر به تو چه؟ تازه گیرم که دریافتی، نه اینکه لا تسئلوا عن اشیاء ان تبد لکم تسوءکم؟

۲ نظر:

محسن گفت...

از این «خواجه شمس الدین این حکمت را در نیافته بود»، منظور این است که جلال‌الدین این حکمت را در نیافته بود آیا؟

ا.ش گفت...

منظور خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی است.