Google+ Followers

۱۳۹۰/۱/۲۵

معمای تجربۀ آگاه

نام دیوید چالمرز با آگاهی گره خورده است. چالمرز گرچه دربارۀ آگاهی زیاد گفته است اما چیز زیادی نگفته است. آنچه را که در یک نوشته می​گوید در دیگر نوشته ​هایش هم به تکرار آورده است. با این حال روشن و واضح می نویسد و به خوبی از ادعاهایش دفاع می ​کند. مدتی پیش از دفاعِ پایان ​نامه ​ام مقاله ​ای از او ترجمه کرده بودم که در دانشمند چاپ شد. خلاصه​ ای از متن در سایتِ مجله آمده است. متنِ کامل​اش را اینجا می​گذارم شاید به کار کسی بیاید. به گمانم نیازمند ویرایشی کلی است. به هر روی محصول ذهن مضطربِ در آستانۀ دفاع ​ام است. با همۀ اینها احتمالا مقدمه ​ای خوب برای آشنایی اجمالی با دیدگاهِ او دربارۀ آگاهی است.
متن مقاله معمایِ تجربۀ آگاه.


پی​نوشت: یکی از مشکلاتی که در ترجمۀ متون فلسفۀ ذهن وجود دارد این است که دو واژۀ Subjective و Mental را در فارسی "ذهنی" ترجمه می​کنند. شاید بهتر باشد که اولی را چنان​که تا حدی هم متداول است به صورت "سوبجکتیو" بیاوریم و دومی را "ذهنی" ترجمه کنیم، که من هم چنین آورده​ام. تا که کسی پیشنهاد بهتری داشته باشد!

۴ نظر:

نرگس گفت...

در مقدمه کتاب درس های فلسفه اخلاق (کانت) مترجم (منوچهر صانعی دره بیدی) توضیح یک صفحه ای راجع به ترجمه آبژه و سوژه می آورد. درنهایت انتخابش چنین است:
subject:فاعل ادراک
object:متعلق ادراک
subjective:درون ذهنی
objective:برون ذهنی
البته به نظر من انتخاب واژه مناسب خیلی بستگی به ماهیت متن و رویکرد نویسنده به موضوع دارد. ترجمه متعهد به معنا کارایی بیشتری از ترجمه متعهد به واژه دارد.

ایوب ش گفت...

مترجم دیگری Subjective را "انفسی" و Objective را "آفاقی" ترجمه کرده بود، که خوشم نیامد!
"درون ذهنی" هم خوب است اما دلچسب نیست!

نوید گفت...

سلام ایوب عزیز،
ممنون که مقاله را به اشتراک گذاشتید.
جمع‌بندی بسیار مختصر و مفیدی بود. هر چند که در این مقاله چالمرز بیشتر دیدگاه‌های سلبی‌اش را ارائه کرده و به بخش ثبوتی نظریه‌اش، که ارتباط بین اطلاعات و آگاهی است چندان که باید و شاید نمی‌پردازد.
این را هم اضافه کنم که چندان نمی‌توانم با نظراتش ارتباط برقرار کنم. همان‌طور که با دیدگاه شما، ایوب عزیز که از حمله‌ی جانانه‌ات به فیزیکالیسم در فصل اول مقاله‌ات می‌توان درباره‌ی آراءات حدس‌هایی زد که گویا دیدگاهت به پروپرتی دوالیست‌هایی نظیر چالمرز نزدیک‌تر است. اما اجازه بده، در این باره، بعداً به طور مفصل صحبت کنیم.
درباره‌ی ترجمه‌ی سوبژکتیو نوشته بودی. چیز بی‌ربطی به ذهنم رسید. awareness را در زبان عامیانه به آگاهی ترجمه می‌کنیم اما با کانشسنس اشتباه می‌شود در متن‌های فلسفه‌ی ذهن ولی ترجمه‌ی "اطلاع" که برایش آورده بودی هم به نظرم خیلی گیرا نمی‌آمد، حالا نمی‌دانم شاید ترجمه‌ی رایجی است و من خبر ندارم.
مجدداً تبریک می‌گویم ایوب جان بابت درست شدن کارهایِ ادامه‌ی تحصیل‌تان.
پاینده باشید
نوید

ایوب ش گفت...

سلام نوید، ممنون بابت لطف ات.
حق با تو است، ترجمۀ awareness به "اطلاع" خوب نیست اما معادل بهتری پیدا نکردم. می خواستم که خواننده دست کم متوجه تمایز آن با آگاهی باشد.
بابت حمله به فیزیکالیسم هم بیشتر می خواستم تصویری از فضا و زمینۀ شکل گیری نظریۀ تای داده باشم!