Google+ Followers

۱۳۹۰/۸/۳

آگاهی به مثابۀ بازنمایی

معمولا در متون فلسفه ذهن آنجایی که از بازنمایی ذهنی سخن می‌گویند، مثلا در بحث از نظریه‌های بازنمایی، سعی می‌کنند که تمایز میان محتوای حالات ذهنی و خود حالات ذهنی را در نوشتن به نحوی نشان دهند. در زبان انگلیسی معمولا بازنمایی ذهنی را تماما با حروف بزرگ می‌نویسند. مثلا RABBIT نه به خرگوش که به حالت ذهنی‌ای اشاره می‌کنند که محتوای آن rabbit است. در واقع اولی فقط یک حالت ذهنی است اما دومی می‌تواند یک خرگوش واقعی باشد. در متون فارسی برای تمایز این دو می‌توان بازنمایی ذهنیِ خرگوش را به صورت خرگوش نشان داد، چنانکه حسین شیخ رضایی در ترجمه‌اش از کتاب فلسفۀ ذهن چنین کرده است. در «آگاهی به مثابۀ بازنمایی» (کتاب ماه فلسفه۴۹، مهر۱۳۹۰) از همین قرارداد پیروی کرده‌ام اما در نسخۀ چاپ شده نشانی از خطوط زیر حروف نیست. در انتهای نوشته از دکتر لاله قدک‌پور بابت راهنمایی‌هایش تشکر کرده بودم که آن را هم نمی‌بینم. البته این‌ها را اضافه کنید به بقیۀ ایرادهایی که از کم سوادی نویسنده است. (زمانی که این متن را می‌نوشتم تنها چند ماهی بود که مطالعه در زمینه آگاهی را آغاز کرده بودم!)

افزوده: فرصتی یافتم که نسخه چاپ شده نوشته‌ام را بخوانم. به پاراگراف دو صفحه دوم که می‌رسم حس می‌کنم که انگار اتفاق هولناکی افتاده است، از استدلال لوین نوشته‌ام بی‌آنکه ارتباطی با پاراگراف پیشین داشته باشد. هر چه را که خواسته‌اند حذف کرده‌اند  بی‌آنکه ارتباط بخشهای مختلف نوشته را حفظ کرده باشند. 

۱۳۹۰/۲/۲۶

دربارۀ برهان شر

دوستی نازنین دارم. می​ گفت یکی از دوستانش برایش تعریف کرده که: زمانی که کودک بودم هرگاه پدر و مادرم دربارۀ کسی می​ گفتند "خدا به او رحم کند" یا که "خدا به دادش برسد"، به یقین می​دانستم که کارش ساخته است!.  

۱۳۹۰/۱/۲۵

معمای تجربۀ آگاه

نام دیوید چالمرز با آگاهی گره خورده است. چالمرز گرچه دربارۀ آگاهی زیاد گفته است اما چیز زیادی نگفته است. آنچه را که در یک نوشته می​گوید در دیگر نوشته ​هایش هم به تکرار آورده است. با این حال روشن و واضح می نویسد و به خوبی از ادعاهایش دفاع می ​کند. مدتی پیش از دفاعِ پایان ​نامه ​ام مقاله ​ای از او ترجمه کرده بودم که در دانشمند چاپ شد. خلاصه​ ای از متن در سایتِ مجله آمده است. متنِ کامل​اش را اینجا می​گذارم شاید به کار کسی بیاید. به گمانم نیازمند ویرایشی کلی است. به هر روی محصول ذهن مضطربِ در آستانۀ دفاع ​ام است. با همۀ اینها احتمالا مقدمه ​ای خوب برای آشنایی اجمالی با دیدگاهِ او دربارۀ آگاهی است.
متن مقاله معمایِ تجربۀ آگاه.


پی​نوشت: یکی از مشکلاتی که در ترجمۀ متون فلسفۀ ذهن وجود دارد این است که دو واژۀ Subjective و Mental را در فارسی "ذهنی" ترجمه می​کنند. شاید بهتر باشد که اولی را چنان​که تا حدی هم متداول است به صورت "سوبجکتیو" بیاوریم و دومی را "ذهنی" ترجمه کنیم، که من هم چنین آورده​ام. تا که کسی پیشنهاد بهتری داشته باشد!